|
یک نگاه روشن تر از هزاران حرف
|
|
|
![]()
+
تاريخ هشتم آبان 1388ساعت 11:13 نويسنده نوشین جون
|
عشق کدوم غریبه بگو به جونت افتاد ؟؟چی شد که خیلی ساده
عشقمو بردی از یاد؟؟قلبمو خیلی ساده ول کردی زیره پاهاش.گول نگاشو خوردی یا فریب حرفاش؟آهای خبر نداری دلم داره میمیره هم دم بی کسی هام تو بی کسی اسیره .بهش بگین هنوزم جاش خالیه تو خونمورفتم ز یادت اما بدون نرفتی از یادوهیچ از خودت میپرسی عاقبتم چی میشه؟؟نه مرده ام نه زنده. زنده به گور همیشه
+
تاريخ چهارم شهریور 1388ساعت 9:32 نويسنده نوشین جون
|
+
تاريخ بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 10:22 نويسنده نوشین جون
|
ز غم کسی هلاکم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
+
تاريخ هفتم فروردین 1388ساعت 4:48 نويسنده نوشین جون
|
خاطره ای که قرار است فراموش شود ارزش باقی ماندن در دفتر
دلتنگیها را ندارد. اگر باقی مانده حتما یاد آوری آن روزها شیرین است. حتما آن روزها بهتر ا ز امروز بوده که با رجوع به دفتر میتوان با یاد گذشته ها شاد شد.
آنکه درتنها ترین تنهایم تنهام گذاشت ای خدا عشق من است هیچ وقت تنهایش نذار.
+
تاريخ بیست و یکم بهمن 1387ساعت 9:24 نويسنده نوشین جون
|
چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو چرا نیستی پیشم؟
نگاه خیس تو کو؟؟ گوش گوش دوتا گوش دو دست باز یه آغوش بیا بگیر قلبمو یادم تو را فراموش۰۰۰۰۰۰۰! چوب چوب یه گردن جای نری تو بی من دق میکنم میمیرم اگر دور بشی از من پا پا دوتا پا یاد تو مونده اینجا یادت میاد؟؟ میگفتی بی تو نمیرم هیچ جا من؟؟ من؟؟ یه عاشق همون مجنون سابق
+
تاريخ سی ام دی 1387ساعت 4:0 نويسنده نوشین جون
|
ماه من غصه نخور زندگی جزرومد داره
دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن ماه من غصه نخور مثل ماها فراونه خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه ماه من غصه نخور گریه پناه آدماست ترو تازه موندن گل ماله اشک شبنماست ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه اونی که غصه نداشته باشه ادم نمیشه ماه من غصه نخور خیلی ها تنهان مثل تو خیلی ها با زخم های زمونه آشنان مثل تو ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت خدا رو چی دیدی شاید فردامون باشه بهشت
+
تاريخ دهم آذر 1387ساعت 11:6 نويسنده نوشین جون
|
ای دریغا که همه مزرعه ی دل ها را علف هرزه ی کینه پوشانده است
و همه مردم شهر بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست؟ و کسی فکرنکرد که چرا ایمان نیست؟؟!! و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست گرچه دوست به چیزی نمی خرد مارا به عالمی نفروشم موی از سر دوست
+
تاريخ هفتم آبان 1387ساعت 3:4 نويسنده نوشین جون
|
سلااااااااااااااام به همتون
واقعا ممنونم که هنوز منو فراموش نکردین و میاین به من سر میزنین من دوباره اومدم شما هم باااااااااااااااز بیاین خوبین خوشین من نبودم خوش میگذشت؟؟؟!!!!
همچنان منتظر حضور سبزتان هستم
+
تاريخ سی ام مهر 1387ساعت 13:32 نويسنده نوشین جون
|
چه زود میگذرد شادی ها و غم ها۰۰۰داشتن و نداشتن ها۰۰۰خواستن ونخواستن
ها۰۰۰ دوری ها و دل تنگی ها۰۰۰ آرزو های کوچک و بزرگ۰۰۰ اما همیشه رویای از همه ی این ها باقی میمونه و مثل خاطره ی در ذهن ما جا خشک میکنه بیا تا دیر نشده یادنام نیک و خاطره ی خوش از خود بجا بگذاریم.
خب من مثله دفعه قبل دوباره دارم میرم(الن تو دلتون میگین هوووووورااااااااااااا زودتر برو شرت کم) (یه وقت تو دلتون این جوری نگیناااااااااااا من گناه دارماااااااااااا) خیلی خوشحالم تو این مدت دوستای خوبی مثله شما پیدا کردم مراقب خودتون باشین تا من بیااااااااااااااام
امیدوارم تونسته باشم خاطره ای خوش بجا بذارم مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مر گ آن است که در خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم
باااااااااااای تا هااااااای
+
تاريخ بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 13:17 نويسنده نوشین جون
|
|
|